شمارهٔ ۱۱۲۰

غزلیات

صبا برو تو پیامی ز من به یار رسان
غم فراق چو دانی به غمگسار رسان

سلام و پرسش بی حد به اشتیاق تمام
ازین کمینهٔ خاکی بدان نگار رسان

تو شرح حال من خسته دل نکو دانی
ز روی لطف خدا را بدان دیار رسان

قرار نیست چو من در دو زلف سرکش دوست
بیا ز نکهت زلفش به بیقرار رسان

بگو فراق رسانید جان ما بر لب
بیا و منتظری را به انتظار رسان

چو جان به لعل لبت تشنه‌ام نگارینا
بیا و تشنه وصلت به چشمه سار رسان

اگر نگار شبی حال زار ما پرسد
بگو بیا و جهان را به اعتبار رسان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}