شمارهٔ ۱۱۲۲

غزلیات

قدم نه شاهباز ما دمی در کوی درویشان
نظر کن یک زمان از لطف آخر سوی درویشان

شدم درویش راه تو رهم بگشا به کوی خود
که بادی می‌وزد بس خوش، دلا از کوی درویشان

نگار چابک دلبر به زلف همچو چوگانش
ز میدان جهانداری ربوده گوی درویشان

نهال وصل جانانم به خشکی می‌کند میلی
مگر از لطف خود آبی کند در جوی درویشان

اگر خواهم زکات حسن از رویت مکن عیبم
که باشد سخت می‌دانم چو آن دل سوی درویشان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}