شمارهٔ ۱۱۴۰

غزلیات

روی او را کجا توان دیدن
یا گلی از وصال او چیدن

تا به کی چون قلم توان جانا
گرد کویت به فرق گردیدن

درنگنجد بتا به مذهب عشق
از عزیزان همه جفا دیدن

گریه ابر خوش بود به چمن
صبحدم همچو غنچه خندیدن

کام دل از جهان خوشست ولیک
نبود هیچ چون جهان دیدن

وصل یارست از جهان مقصود
نه چو کفّار بت پرستیدن

در لب جوی و پای گل چه خوشست
با نگاری به سبزه غلطیدن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}