شمارهٔ ۱۱۶۵

غزلیات

ای سرو سهی قد به سوی ما گذری کن
بر حال دل سوختگانت نظری کن

ای باد صبا ما ز غمت بی خبرانیم
از حال دل بی خبرانش خبری کن

ای آه غم آلوده که در سینهٔ مایی
اندر دل سنگین نگارم اثری کن

ای غم تو به ویرانهٔ این دل چه نشستی
آتشکده گشته‌ست از آنجا سفری کن

ای دوست تو را عاشق و دلداده بسی هست
از بهر خدا جور و ستم با دگری کن

ای بیخ وفا در دل تنگم چه برُستی
از میوه وصل بت مهرو ثمری کن

ای گلبن امید دل و جان جهانی
در باغ دل خسته ما بار و بری کن

ای دوست دل ار می‌دهدت بر قد آن یار
از روی ارادت به میانش کمری کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}