شمارهٔ ۱۱۷۴

غزلیات

ای عزیز من ستمکاری مکن
بیش ازین بر بندگان خواری مکن

چون تو را دادم دل و جان و جهان
دلبرا آخر جگرخواری کن

از من بیچاره چون زارم ز غم
بی گناه آهنگ بیزاری مکن

بار عالم هست بر پشت دلم
این همه جورم به سرباری مکن

دل ببرد از دست ما و گفتمش
بیش ازین چُستی و عیاری مکن

خود که گفتت ای صنم آخر بگوی
با من بی یار و دل یاری مکن

ای دل مسکین به زاری بیش ازین
بر در آن بی وفا زاری مکن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}