شمارهٔ ۱۱۸۳

غزلیات

ای بار غم تو بر دل من
مهر تو سرشته در گل من

آخر چه شود به لطف آسان
از وصل کنی تو مشکل من

گفتم ز تو کی شوم شبی دور
بنگر تو خیال باطل من

در عشق رخت نبود جز غم
ای نور دو دیده حاصل من

او سرو سهی و من چو خاکم
آخر ز چه نیست مایل من

گفتم نکند ز ما صبوری
مسکین دل تنگ غافل من

ای دوست مدام ایستاده‌ست
نقش رخ تو مقابل من

گر خاک شوم مگر که مهرت
بیرون رود از مفاصل من

گر جمله جهان شوند حوری
جز مهر تو نیست در دل من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}