شمارهٔ ۱۱۹۹

غزلیات

نگارینا دل پر دردم از تو
سرشک سرخ و روی زردم از تو

مرا خون دل اندر دامن جان
بود ای نور دیده هر دم از تو

ز حد بگذشت در دم تا تو دانی
که تسکینی بود بر دردم از تو

ندارم بی تو خواب و خورد یارا
بیا چون هست خواب و خَوردم از تو

به سر گردم چو پرگار از غم ای یار
بسی بر دل نشیند گردم از تو

تویی با خرّمی با دیگری جفت
من بیچاره دایم فردم از تو

منم همچون قلم در اشتیاقت
به سر گرد جهان می‌گردم از تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}