شمارهٔ ۱۲۲۲

غزلیات

ای سواد دیده‌ام روی چو ماه
دل گرفته در سر زلفت پناه

با رخ چون ماه و قد همچو سرو
وز دو ابروی کج و چشم سیاه

با قد چون یاسمین و لعل لب
یک جهت کردم بدان زلف دوتاه

این همه مکر و فسون کرد او به چشم
تا به افسونم ببرد آخر ز راه

اَبروی فتّان و چشم مست تو
خون ما آخر بریزد بیگناه

سرو سیم اندام را در بوستان
گو ز روی لطف کن در ما نگاه

تا شود چون کیمیا خاکی تنم
زان نظر جانا ز کام نیک خواه

بر سر خاکم گذر کن تا ز مهر
رُسته بینی یک جهان مهر گیاه

یک نظر بر ما فکن از روی لطف
چون تویی بر هر دو عالم پادشاه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}