شمارهٔ ۱۲۲۸

غزلیات

ای مرا از یاد خود بگذاشته
مهربانی از میان برداشته

این دل مسکین سرگردان ما
از تو چشم مهربانی داشته

دشمنی کردی به جانم دلبرا
او تو را از دوستان پنداشته

با وجود بی وفایی و جفا
تخم مهر دوست در جان کاشته

در جهان عاشقی ای حور زاد
رایت مهر و وفا برداشته

آشنایی از جهان گویی برفت
کاینچنین بیگانه‌ام انگاشته

در جفا چندان بکوشیده‌ست کاو
جای صلح آن بیوفا نگذاشته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}