شمارهٔ ۱۲۳۹

غزلیات

تو را لبیست نگارا چو غنچه پُر خنده
مرا سریست چو نرگس به پیش افکنده

نقاب از رخ خود برگشا که تا خورشید
شود ز تاب رخ روشن تو شرمنده

تنت ز درد مصون باد و دل ز غم آزاد
که نیست ذات شریفت به این دو ارزنده

منت ز جان شده‌ام بنده و خداوندان
نظر ز روی عنایت کنند بر بنده

هر آنکه روی تو را صبح و شام می‌بیند
یقین شدم که ورا دولتیست پاینده

نظر به جانب ما کن ز روی لطف دمی
که سال و ماه و شب و روز تست فرخنده

چو همدمم دم عیسی‌دم است گو یک دم
بدم که تا دو جهان گردد از دمش زنده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}