شمارهٔ ۱۲۴۸

غزلیات

فریاد ز جور این زمانه
وز دست جفای آن یگانه

خون دل من ز هجر رویت
گشته‌ست ز دیده‌ام روانه

مخمور فراق بامدادان
مستست ز بادهٔ شبانه

فریاد که آتش فراقش
هر لحظه همی زند زبانه

بربود دلم ز دست باری
دلبر به دو چشم آهوانه

مسکین دل من ز خال و زلفش
سرگشته چو گوست در میانه

چون سرو سهی جویباری
تا چند کنی ز ما کرانه

تا جان به جهان بود نگارا
فریاد زنیم عاشقانه

از خون جگر که رفتم از چشم
بگرفت به روی ما نشانه

عمری تو و چیست خوشتر از عمر
فریاد که نیست جاودانه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}