شمارهٔ ۱۲۶۱

غزلیات

گرفت از رشک رویت ماه تابی
که چون رویت نباشد ماهتابی

به ظلمات شب هجران اسیرم
مگر روزی برآید آفتابی

در این آتش که من بودم ز هجران
نزد بر روی من جز دیده آبی

به امید خیال روی خوبت
به جان تو که مشتاقم به خوابی

دلم بر آتش هجرت کبابست
ز وصلت شکّری ده یا کبابی

ندارم چاره‌ای با چشم مستش
ز عشقش می‌کشم هر دم عذابی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}