شمارهٔ ۱۲۷۶

غزلیات

یک شب به لطف از در ما درنیامدی
چون سرو راستی تو ز در برنیامدی

گفتم به دیده کز رخ خوبش نظر بدوز
ای دیده عاقبت تو به دل درنیامدی

ای سرو ناز من ز چه معنی به هیچ باب
یک شب مرا ز لطف به بر درنیامدی

دوش انتظار وصل تو کردیم تا سحر
ما منتظر به وعدهٔ تو گر نیامدی

عمری به انتظار تو ای نور دیده‌ام
رنجور عشق گشتم و بر سر نیامدی

ای دل عجب که در شب دیجور عشق او
بر بوی مشک و غالیه و عنبر نیامدی

ای دل جهان و جان همه کردیم عرض دوست
چندانکه سعی رفت تو درخَور نیامدی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}