شمارهٔ ۱۲۸۰

غزلیات

بگو چگونه دهم شرح آرزومندی
که گر بیان کنمت حال خویش نپسندی

چه باشد ار نظری سوی ما کنی ز کرم
ز بندگان گنه آید ز تو خداوندی

چو من ز جان و دلم بندهٔ درت جانا
درِ وصال به رویم بگو چرا بندی

تو آن به جای من خسته دل مکن [که] اگر
کسی به جای تو آن را کند تو نپسندی

دلا نگار ندارد سر وفا با من
به دام زلف پریشان او چه در بندی

ز جستجو ننشستی تو تا مرا آخر
در آتش غم هجران دلبر افکندی

جهان چو بر دل خلقست این چنین شیرین
بگو چرا ز جهان مهر خویش برکندی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}