شمارهٔ ۱۲۸۷

غزلیات

صبا اگر به سر کوی او گذر داری
بگو چه از بت رعنای من خبر داری

به سالها نفسی یاد ما کند یا نی
تو حال زار دل عاشقان ز بر داری

اگرچه یاد من خسته دل نمی‌آرد
بگویش از من مسکین مجال اگر داری

که عهد ما بشکستی و مهر ببریدی
شنیده‌ام که به جایم کسی دگر داری

اگرچه هست تو را دیگری مکن خوارم
به حال زار من خسته گر نظر داری

چه بی وفا صنمی ای نگار سنگین دل
دلت دهد که دل از یار خویش بَرداری

دلم ببردی و خوردی به جان ما زنهار
عزیز من تو بگو با جهان چه سر داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}