شمارهٔ ۱۲۹۴

غزلیات

صبا بازآ که درمانم تو داری
نسیم زلف جانانم تو داری

منم رنجور و مهجور از فراقت
دوای این دل و جانم تو داری

طبیبان از علاجم خسته گشتند
شفای درد من دانم تو داری

بیاور بوی زلفت تا شوم خوش
که در هجران پریشانم تو داری

بگویش از من مسکین خدا را
منم سرگشته سامانم تو داری

نگویی ای بت دلخواه تا کی
چنین بی هوش و حیرانم تو داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}