شمارهٔ ۱۳۱۴

غزلیات

سهی سروا چرا با ما نسازی
به خون ما بگو تا چند بازی

نیاز عاشقان بشنو خدا را
که بازی نیست کار عشقبازی

بنازم پیش قدّت ای دلارام
اگرچه از چو من صد بی نیازی

تو را زیبد به باغ ای سرو آزاد
اگر دعوی کنی در سرفرازی

تو اندر بوته هجران به زاری
بگو قلب مرا تا کی گدازی

هوای کوی عشقت بس بلندست
ز گنجشکی نیاید شاهبازی

شدم بیچاره در هجران چه باشد
به وصل ار چارهٔ کارم بسازی

طبیب ما ز لطف بی دریغت
چرا درد مرا درمان نسازی

به محراب دو ابرویت که داریم
ز دیده جامهٔ جان را نمازی

حقیقت شد جهان را درد عشقت
نه چون بلبل به گل عشق مجازی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}