شمارهٔ ۱۳۱۶

غزلیات

تو تا کی با من مسکین نسازی
به زاری در غم هجرم گدازی

من از غم گر نسوزم پس چه سازم
تو با من گر نسازی با که سازی

نیاز من نمی‌دانی که چندست
که از من وز چو من صد بی نیازی

نیابی در جهان چندانکه جویی
چو من ثابت قدم در عشقبازی

ز چنگ محنتم بستان و بنواز
به رغم دشمنم گر می‌نوازی

به بستان سر فرازد سرو با وی
ترا زیبد نگارا سرفرازی

الا ای سرو ناز بوستانی
سزد گر پیش بالایش بنازی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}