شمارهٔ ۱۳۱۸

غزلیات

وقت آنست که بر ما نظری اندازی
بیش از اینم به سر بوتهٔ غم نگدازی

تو چو خورشید جهانی و منم ذرّه صفت
چه شود گر نظر مهر به ما اندازی

تو کریمی و رحیمی و من از خاکم و خشت
خاک را از کرمت حوروَشی می‌سازی

ای دل غمزده تا کی به هواداری دوست
جان ببازی به سر کویش و در پروازی

عشقبازی نه به بازیست هوائیست بلند
تو که گنجشک ضعیفی نکنی شهبازی

دل سرگشته به من گفت که یک لحظه خموش
گر کنی با من درویش دمی دمسازی

آنچه گویم ز من خسته هجران بشنو
چون به وصلش برسی جان و جهان دربازی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}