شمارهٔ ۱۳۲۳

غزلیات

معطّرست جهانی ز باد نوروزی
چه باشد ار شب وصلت مرا شود روزی

دلم به دولت وصلت رسید و می‌خواهم
که آن سعادت و بختم شود به نو، روزی

منم که سوخته بر آتش شب هجران
به حال من نکنی رحمتی ز دلسوزی

دلم بدوز نگارا به تیر غمزهٔ شوخ
که شهرتی بودش دایماً به دلدوزی

به عشق وصل تو جان سوختم چو پروانه
که شمع روی تو بس می‌کند دلفروزی

جهان نکرد وفا با کسی و مشهورست
ولی وفا تو مگر از جهان بیاموزی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}