شمارهٔ ۱۳۲۸

غزلیات

من تو را دارم و جز لطف تواَم نیست کسی
در جهانم نبود غیر تو فریادرسی

نفسی بی تو نیارم زدن ای جان گرچه
نکنی یاد من خسته به عمری نفسی

هرکسی راست هوایی و خیالی در سر
من بجز فکر و خیال تو ندارم هوسی

بیش از اینم چو مگس از شکر خویش مران
که تفاوت نکند در شکرستان مگسی

بر من دلشده هرچند گزیدی دگری
به وصالت که به جای تو مرا نیست کسی

غرق دریای غم عشقم و از خون جگر
می‌رود بی رخت از چشمه چشمم ارسی

بلبل جان من از شوق گلستان رُخت
تا به کی صبر کند نعره زنان در قفسی

می‌درآید چو جرس دشمن بیهوده درای
نتوان ترک غمم گفت به بانگ جرسی

طالب وصل تو ای خسرو خوبان جهان
نه من دلشده‌ام بس که چو من هست بسی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}