شمارهٔ ۴٠٢

قطعات

بنگر چه سرخ چشمی و شوخی همیکند
با من کبود روی سپهر سیاه کار

بر خوان روزگار نگردم بصبر سیر
اینست کار بنده بتر زین مخواه کار

کارم تباه میکند این چرخ دون پرست
ز آن غصه کم نیافت چو دونان تباه کار

با من همی کند ز بدی هر چه میکند
با دیگریش نیست بدین رسم و راه کار

مهمان اگر رسد برم-از شرم نیستی
ماند سرم بپیش درون چون گناهکار

هست اینزمان مباشر کار آنکه نیستش
از راه طبع جز غم آب و گیاه کار

ابن یمین گشایش کارت ز حق طلب
نگشایدت ز هیچ امیر و ز شاه کار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}