شمارهٔ ۱۳۳۹

غزلیات

مرا خود نباشد به عالم دلی
کزو باشدم یک زمان حاصلی

بسی در سرابوستان گل بُوَد
ولی همچو من کی بوَد بلبلی

دل آزاری خلق ازین پس مجوی
به دست آر اگر می توانی دلی

تو آن بلبل شوخ دیده ببین
که چون می‌رباید ز بستان گلی

تو سرو سهی بین بدین سرکشی
ز حسرت فرو برده پا در گلی

غریقم به دریای هجران تو
چه غم باشدت بر لب ساحلی

به چرخ بلا درفتادی جهان
چه حاصل ز اندیشهٔ باطلی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}