شمارهٔ ۱۳۴۳

غزلیات

چرخ کی گردد به کام ما دمی
تا زداید از دل تنگم غمی

تا نهد بر جان مجروحم ز لطف
از شب وصل نگارم مرهمی

باشدم هر دم غمی بر دل ز هجر
چون کنم در غم ندارم همدمی

جان بدادم از غم عشقت کنون
ای مسیحای زمان دردم دمی

این دل مسکین شد از هجر تو خون
چون تواند دم کشیدن دمدمی

گر خرامیدی چو سروی سوی ما
من جهان در دم فدایش کردمی

گرچه ماه نو بوَد در عید خوب
هم ندارد همچو ابرویت خمی

ای عزیز من نمی‌ارزد چرا
با غم روی تو پیشم عالمی

گرچه مهرت نیست با ما دلبرا
هم ز روی لطف بنوازم دمی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}