شمارهٔ ۱۳۵۷

غزلیات

همچون قلم نگارا چندم به سر دوانی
چندم به تیغ هجران از پیش خود برانی

من بر سر وفایم تو بر سر جفایی
چندانکه من بر اینم تو سنگدل بر آنی

تو راحت روانی تو آرزوی جانی
تو شهره زمینی تو طرفه زمانی

من بندهٔ ضعیفم سرگشتهٔ اسیرم
گر رحم می‌نمایی ور می‌کشی تو دانی

جان من از فراقت بر لب رسیده جانا
در من نظر کن آخر روزی اگر توانی

یاقوت دُرفشانت تا بست لعل شکّر
بشکست از لطافت بازار لعل کانی

دانم که رحمت آید بر محنت جهانت
گر از سر حقیقت حال جهان بدانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}