شمارهٔ ۱۳۷۲

غزلیات

دلبرا با من جفا تا کی کنی
بگذرد کار جهان تا هی کنی

گر بخوانی دفتر غمهای من
نامهٔ جور و جفا را طی کنی

ای دل سرگشته بر باد هواست
هرچه از راه وفا با وی کنی

گر بود عیشم به خوبی چون بهار
از بلاجویی بهارم دی کنی

من چو نِیْ می‌نالم و تو چشم و گوش
سوی عود و چنگ و نای و نی کنی

چون میسّر نیست امکان وصال
آخر ای دل چندَش اندر پی کنی

تا به کی از غمزه‌های نیم مست
خون ما ریزی و میل مِیْ کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}