شمارهٔ ۱۳۷۸

غزلیات

تا کی ای دلبر تو با ما بی‌وفایی می‌کنی
با وجود بی‌وفایی دلبریایی می‌کنی

روشنای چشم مایی کی روا باشد چنین
کز من دلداده آهنگ جدایی می‌کنی

حسبة‌الله به غور حال مسکینان برس
چون به دارالملک دل‌ها پادشایی می‌کنی

من به ظلمات شب هجران تو گشتم اسیر
شمع مایی جای دیگر روشنایی می‌کنی

می‌کنی بیگانگی با ما چرا ای نازنین
هر دمی با دشمنانم آشنایی می‌کنی

ای دل آخر پادشاه جسم و جانی تا به کی
در سر کوی وصال او گدایی می‌کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}