شمارهٔ ۱۳۸۷

غزلیات

ای جان و جهان توام پناهی
بر جمله جهان تو پادشاهی

بر عشق رخ تو مردم چشم
در دیدهٔ ما دهد گواهی

خون جگرم ز دیده پالود
معلوم شود ترا کماهی

شرحش نتوان که خود بگوید
خوناب دو چشم و رنگ کاهی

از نالهٔ ما نرفت در خواب
دوش از غم هجر مرغ و ماهی

خواهم شب وصل تو نگارا
وز جور بکن هر آنچه خواهی

در جمله جهان رهست ما را
از ره مگذر چو مرد راهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}