شمارهٔ ۱۳۹۴

غزلیات

ای آفتاب کشور و ای ماه خرگهی
آخر نظر فکن به عنایت سوی رهی

سرگشته ذره‌وار منم در هوای تو
تا کی چو خاک راه مرا در هوا دهی

مجروح گشت جان جهانی به تیغ هجر
وقتست کز وصال خودش مرهمی نهی

بیمار هجر را رمقی ماند از حیات
از دولت وصال تو رو گر برو نهی

دارد فراغت از من و از حال من نگار
ای دل مرا به باد بدادی ز ابلهی

ما کمترین بندهٔ درگاه تو شدیم
بنواز بنده را که فزاید تو را مهی

ما جان فدای عشق تو کردیم در جهان
از دام ما چو آهوی وحشی چرا رهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}