شمارهٔ ۱۴۰۳

غزلیات

بیا که با تو نداریم دست بالایی
چرا به خون دل من دو دست آلایی

دلم ز دست فراق تو خون شود آنگه
بگو چرا تو به زجرم ز دیده پالایی

گذر به جانب ما کن چرا که از تو سزد
نظر به ما که تو سرو بلند بالایی

ز بوی زلف تو بگریخت آهوی ختنی
به چشم شوخ تو داده‌ست رسم شهلایی

عبیر و عنبر و کافور و مشک و سنبلِ تر
به جعد زلف تو دادند اسم لالایی

ز حد گذشت فراق رخت بیا ورنی
دوتا کنم ز غم تو قبای یک لایی

جهان ز پای درآمد بگیر دستش را
ز دست جور که کرده‌ست چرخ والایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}