شمارهٔ ۱۴۰۵

غزلیات

بربود از من دل دلربایی
جز وصل او نیست دل را دوایی

درد دل من از جور یارست
سر بکنَد هم روزی ز جایی

دیدم رخش را دانم که روزی
از دیده آید بر من بلایی

تشبیه کردم گل را به رویش
دیدم ندارد چندان بقایی

کُشتی نگارا بیچارگان را
واجب نباشد بی خون بهایی

ای دل بیا تا با هم بگوییم
درد دل خود از بی وفایی

تو پادشاهی لیکن نباشد
اندر جهانت چون من گدایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}