شمارهٔ ۱۴۰۷

غزلیات

آمد به مشامم ز سر زلف تو بویی
واندر طلبت زد دل تنگم تک و پویی

من گشته چو گویی به جهان در تک و پویم
باشد که بیابم ز سر زلف تو بویی

قدّت ز دو چشمم نشود دور نگارا
زان رو که کند سرو وطن بر لب جویی

گویند که صبرست دوای دل عاشق
صبر دل عشّاق تو سنگست و سبویی

چون دل بشکبید ز دو لعل شکرینش
چون صبر کند دیده‌ام از روی نکویی

از تاب دو چوگان سر زلف تو یارا
سرگشتهٔ میدان تو گشتیم چو گویی

از گوی زنخدان تو سرگشته جهانی
تدبیر چه باشد چو نبردم ز تو بویی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}