شمارهٔ ۴

مقطعات

گفتم به غم که از همه ابنای روزگار
با من وفا کسی چو تو یاری به سر نبرد

غم گفت چون کنم که غریبی و بی نوا
بی مونسی چگونه توانی دمی سپرد

گوی مراد در خم چوگان آن کس است
کز صبر پای در سر میدان غم فشرد

خوش باش شادی و غم دنیا عدم شمر
رستم ببین چه دارد و کاووس کی چه برد

خوناب دیده‌ام به رخ دل فرو دوید
جز نقش دوست هرچه همی دید می‌سترد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}