جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۱
رباعیات
چشمم به کرشمه دوش با جانان گفت
کز بیم فراق تو نمییارم خفت
امروز پشیمان شدم از گفتهٔ خویش
آری صنما مست چه داند که چه گفت
جهان ملک خاتون
رباعیات
چشمم به کرشمه دوش با جانان گفت
کز بیم فراق تو نمییارم خفت
امروز پشیمان شدم از گفتهٔ خویش
آری صنما مست چه داند که چه گفت
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}