جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۳
رباعیات
در باغ شدم سحر که از غایت درد
میگفت به خنده سرخ گل با گل زرد
بلبل ز فراق روی من نالانست
از درد بگو روی تو را زرد که کرد
جهان ملک خاتون
رباعیات
در باغ شدم سحر که از غایت درد
میگفت به خنده سرخ گل با گل زرد
بلبل ز فراق روی من نالانست
از درد بگو روی تو را زرد که کرد
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}