شمارهٔ ۴٢۶

قطعات

ز حالم نیست آگه کس که چون من
برنجم زین سپهر سخت پیکار

بتلخی میکشد در تنگ و بندم
چو شیرین دید طبعم نیشکر وار

اگر زین پس بر این سیرت بماند
نماند در دیار فضل دیار

دلا زو هم مبین شادی و غم را
که او را اختیاری نیست در کار

مقرر در ازل شد هر دو و اینک
نخواهد گشت اینصورت دگر بار

مرنج از بهر دنیا و مرنجان
مباش آزرده و کس را میازار

که هست و نیست یکسر بر گذار است
هر آنچت نیست آنرا هست پندار

بر ابن یمین گیتی نیرزد
بدان کز بهر او گیرند تیمار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}