جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۶۰
رباعیات
ای دل بنشین و با غم یار بساز
چون گل بشُدَت ز دست با خار بساز
دل گفت از این بیش نمییارم ساخت
گفتم چه کنی برو بناچار بساز
جهان ملک خاتون
رباعیات
ای دل بنشین و با غم یار بساز
چون گل بشُدَت ز دست با خار بساز
دل گفت از این بیش نمییارم ساخت
گفتم چه کنی برو بناچار بساز
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}