جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۲۸
رباعیات
ای عشق رخت برده مرا خواب از چشم
سودای تواَم گشاده خوناب از چشم
هرچند که یاقوت درخشان باشد
با رنگ رخت ببردهای آب از چشم
جهان ملک خاتون
رباعیات
ای عشق رخت برده مرا خواب از چشم
سودای تواَم گشاده خوناب از چشم
هرچند که یاقوت درخشان باشد
با رنگ رخت ببردهای آب از چشم
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}