شمارهٔ ۲

در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها

ای دل و دیده دل دیده من پرخونست
سوزش جان من از شرح و بیان افزونست

چشم نم دیده‌ام از دور فلک پُر خون بود
این زمان از غم هجران تو چون جیحونست

دوستانم به تفقّد همه دستان گویند
کای ستمدیده درین واقعه حالت چونست

چه بگویم که درین واقعه بر من چه رسید
هرچه گویم همه دانید کزآن افزونست

چون ز خار فلک سفله ننالم به ستم
که گل روی تو در خاک لحد مدفونست

در فراق رخ خوب تو چنان می‌گریم
که رخ جان من از خون جگر گلگونست

لیلی جان من آخر به کجا رفت بگو
که جهانی ز فراق رخ او مجنونست

عمر شیرین چو به تلخی به سر آید ای دل
می‌کش این درد که بر تو نه بلا اکنونست

از جهان غیر جفا نیست نصیبم چه کنم
که مرا پشت دل از غصّه ز غم چون نونست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}