شمارهٔ ۴۶٠

قطعات

ای باد صبحدم گذری کن ز راه لطف
بر حضرتی چو کعبه اسلامیان عزیز

یعنی جناب سرور گردنکشان عهد
آنکو بنزد خلق جهان چون روان عزیز

خاک درش ببوس بتعظیم و پس بگوی
گر باشدت مجال سخن پیش آن عزیز

کابن یمین فروخت بوجه معاش خویش
املاک و هر چه بودش در خان و مان عزیز

اکنون نه ملک ماند و نه یکجو بهای ملک
وین خوش که برقرا بماندست نان عزیز

نانی در ایندیار بخواری همی خورد
ای کرده کردگار ترا در جهان عزیز

لطفی کن و جواز دهش تا از اینمقام
جائی رود که نان نبود همچو جان عزیز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}