شمارهٔ ۱۸

غزلیات

نبود به میگساری عیبی به غیر مستی
آن هم چو نیک بینی بهتر ز خودپرستی

از آن دهان و لب گشت بر من یقین که ایزد
بر نیستی نهاده است بنیاد ملک هستی

معراج ما ضعیفان در خاکساری آمد
چون نی ره بلندی بگزین طریق پستی

از یک شراب بینم اسلام و کفر را مست
تا خود چه شیوه بوده است در ساقی الستی

کو بخت آنکه چینم سیبی ز بوستانت
کز آستین کوته ناید درازدستی

آمیختی به جیجون تا ساختیش مفتون
او چون که دل به تو بست تو مهر از او گسستی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}