شمارهٔ ۵

غزلیات

خواهی ار، روشن کنی ای ماه سیما جمع را
از حجاب و هم بیرون آی و بنشان شمع را

شمع عالم پرتو استی کافتابی آفتاب
روز روشن کن شب تاریک هجران جمع را

فرد، هر جمعی و جمع فردها سر جمع کل
جمع کن افراد و از هر جمع بگشا سمع را

فتنه بیدار است و امنیت بخواب و عدل مات
بر طبیعت واگذار امروز قلع و قمع را

«حاجبا» ویران شد ایران از چه؟ از کردار زشت
آستین از چشم خونین گیر و بفشان دمع را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}