شمارهٔ ۲۷

غزلیات

ای ز سر، تا به قدم ناز و عطیب
عضو عضو تو همه طیب طیب

این سخن با که توان گفت که ما
جز تو محبوب ندیدیم و حبیب

چند تازی فرس ای گرم عنان
خون عشاق گذشته ز، رکیب

کلک تو شافی و کافیست بلی
در حذاقت تو حکیمی و طبیب

شرف از علم بود یا ز ادب
بی ادب را نتوان خواند ادیب

تا، به ده علم معلم نشوی
نه ادیبی نه اریبی نه لبیب

روزوصل آمد و زد، بر شب هجر
پشت درماند به یک عمر رقیب

صدق و عصمت اگرت نیست درست
نه نبیلی نه اصیلی نه نجیب

«حاجب » از پرده پندار درآی
چند محجوبی و تنها و غریب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}