شمارهٔ ۳۳

غزلیات

ناصح چو گذشت از سرم آب
ترسانیم از چه رو، ز غرقاب

چون آب ز سر گذشت غم نیست
گرداب بود و یا که گرد آب

امروز متاع کم بهائی است
چون حرف اضافه حب و احباب

ای آیت حب و رایت صدق
معنی جواد و عین وهاب

طبطاب ذقن به سولجان زلف
جنگی همه سولجان و طبطاب

پیچیده به پای دل به پیری
عشقت چو، به نخل خشک لبلاب

در آتش دل در آب دیده
خلقی چو، سمندرند و سرخاب

از زلف سیاه تاب دارت
دلها همه با تب‌اند و بی تاب

افسوس که هیچکس ندانست
قدر تو یگانه دُرّ نایاب

تو هیکل قدس و کعبه کویت
رو، قبله و ابروانْت محراب

محبوب جهان تویی به تحقیق
حب تو بود ملاذ احباب

کوچک به بزرگ نازد از چه
رستم نخورد فسوس سهراب

نوشد به عدم روانت معدیت
«حاجب » ز زبان خامه جلاب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}