شمارهٔ ۱۰۷

غزلیات

آمد آن کس که جهان را همه ارشاد کند
آخرین نامه حق را، زنو انشاد کند

آمد آن شاهسواری که به میدان جهان
دل ز ابدال برد حکم بر، اوتاد کند

آمد آن قادر قیوم که از خامه صنع
عالم و آدم دیگر زنو ایجاد کند

آمد آن کس که سمیع است و علیم است و حکیم
تا، به تأثیر بیان در ره اضداد کند

همه اولاد، ویند، از، زن و مرد اهل جهان
پدر، آمد که مگر رحم به اولاد کند

آمد آن مجمع احسان و مکارم که ز لطف
مرحمت در حق هر فرد، از افراد کند

جبت نمرود، در او لطمه به فرعون زند
خاک غم در، دهن و دیده شداد کند

جام جم تا بخط بصره و بغداد کشد
شطی از، داد، روان در شط بغداد کند

حیدر، از بیشه توحید درآمد که ز عدل
بر، به روبه صفتان حمله چو اجداد کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}