شمارهٔ ۵٠٠

قطعات

صفت کیمیا اگر خواهی
با تو گویم که چیست اکسیرش

کیمیا میکشد بقلابی
نیست توفیر او چو تقصیرش

گر ترا گنج سیم و زر باید
من بگویم که چیست تدبیرش

دهقنت پیشه گیر و قانع باش
تا ببینی که چیست تأثیرش

آن فوائد که اندرین کارست
عقل عاجز شود ز تقریرش

از یکی هفتصد شود حاصل
نیک بنگر باصل و توفیرش

بیش ازین نیز هست رحمت حق
هم ز تقصیر تست تأخیرش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}