شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

در فتح باب میکده باشد گشاد ما
صرف سبو شود، همه خاک مراد ما

دل روشناس مصحف حسن بتان نبود
شد روشن از غبار خط او سواد ما

پنداشتم که مهر تو با جان سرشته است
جان از میانه رفت و نرفتی ز یاد ما

از مبدا فراق تو در عین برزخیم
باز آمدن به کوی تو باشد معاد ما

افراسیاب غم چو هجوم آورد حزین
جمشید، جام باده و خم کیقباد ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}