شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

هزار رنگ گل داغ در کنار من است
جنون کجاست که جوش سیه بهار من است؟

ز خاک سوختهٔ خویش، دامن افشانی
کمینه سرکشی سرو پایدار من است

ز رشحهٔ قلمم زنده می شود دل و جان
زلال چشمه حیوان به جویبار من است

به خصم، عرصهٔ دعوی نمی دهد سخنم
که خامه در کف اندیشه، ذوالفقار من است

ز جا نخاسته بیجا، غبار هستی من
به جلوه در دل این گرد، شهسوار من است

ز خال کنج لبی رفته صبر و آرامم
سپند آتش غم جان بی قرار من است

حزین اگر به درازی کشد سخن چه کنم؟
سیاه مستی کلک سخن گزار من است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}