شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

احساس مبدل شد و محسوس همان است
صد شمع فزون سوخته، فانوس همان است

دل کافر دیر است، ز لبیک چه حاصل؟
گر زمزمه دیگر شده، ناقوس همان است

لب بر لب او دارم و حسرت کش عشقم
دلبر به کنار و هوس بوس همان است

با رب چه علاج است، پریشانی دل را؟
زلفش به کف و خاطر مأیوس همان است

از دوست به کونین نگردیم تسلی
این هر دو به دست و کف افسوس همان است

خیزد ز دری هر نفس، آوازه ی دولت
کاووس شد و زمزمه ی کوس همان است

زاهد چوکند جامه ز مصحف، مفریبید
ای ساده دلان خرقهٔ سالوس همان است

در بارگه پادشه عشق حزین را
سر خاک شد وذوق زمین بوس همان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}