شمارهٔ ۲۱۹

غزلیات

ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات
رخساره و خطّت گل و ریحان خرابات

از زمزمه معذورم اگر مست و خرابم
دل می رود از دست به دستان خرابات

شمع و گل و می بر سر هم ریخته هرسو
جایی نتوان یافت به سامان خرابات

دود دل ما سنبل و ریحان مطراست
زخم جگر ما،گل خندان خرابات

در بهمن و دی آفت تاراج خزان نیست
عمری گذراندم به گلستان خرابات

مینای میش شب عوض شمع گذارند
از توبه مزاریست به میدان خرابات

داریم حزین ، این غزل از عارف رومی
او کافر خویش است و مسلمان خرابات

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}